تبليغاتX
افسانه ای به نام عشق - اسمان

*** گاهی وقتها چه ساده عروسک می شویم! نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم ***


دیشب به آسمان خیالم نگاه کردم
در هر ستاره اش تو رو دیدم و از صدای باد نام تو را شنیدم
از باغچه قلبم گلی چیدم تا به تو تقدیم کنم اما ناگاه
ستاره های خیالم همچون باران بر زمین چکید و باد از حرکت ایستاد
به هر سو نگاه کردم تاریکی بود و سکوت و تنهایی
فقط من بودم و یاد و خاطره تو
من بودم و تنهاییم
من بودم  و یه آسمان بی ستاره      

   
 

+ آدما موقعی می میرند که دیگه قلبشون برای کسی به درد نیاد یا قلب کسی براشون به تپش نیفته   |