تبليغاتX
افسانه ای به نام عشق - دوستم نداشتی

*** گاهی وقتها چه ساده عروسک می شویم! نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم ***

 

تو از قلب پاکم خبر نداشتی

تو عالم یه رنگی که مارو کاشتی

نگو که این جدایی کار خدا بود

مشکل فقط همین بود دوستم نداشتی

هر وقت می خواستم بگم یه باوفا باش

تو این همه غریبه یه آشنا باش

دلم تو سینه داد زد این التماسه

فکر غرور این دل محض خدا باش

نه جای قهر گذاشتی نه جای آشتی

گفتی هواتو دارم اما نداشتی

نه اینکه تو عشقت من کم آوردم

مشکل فقط همین بود دوستم نداشتی

شاید در این بازی قلبت بشه راضی مارو شکستی

حالا که می سوزم از آتش عشقت خاموش نشستی

در غایت خوبی تو چیزی کم نذاشتی

مشکل فقط همین بود دوستم نداشتی

 

+ آدما موقعی می میرند که دیگه قلبشون برای کسی به درد نیاد یا قلب کسی براشون به تپش نیفته   |