تبليغاتX
افسانه ای به نام عشق - تقصیر تو نیست

*** گاهی وقتها چه ساده عروسک می شویم! نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم ***

 
هیچ تقصیر تو نیست
 
یگانه ی من
 
اگر امروز ، محزون و دربدر... اینجا ایستاده ام
 
!کنار تو ... برخاک افتاده و مست
 
!چه کنم ؟ .... ایستادن سخت است
 
 
!هزاران پرسش بی پاسخ در چشمان خسته ی من
 
و هیچ ! هیج ! هیج ! . . . . . در کلام تو
 
خسته و شکسته از نبرد شک می آیم و این ترس کهنه هنوز هم با من است
 
                     !"اعتباری نیست ، این نبرد دیرینه را عاقبتی نیک باشد"
 
 
+ آدما موقعی می میرند که دیگه قلبشون برای کسی به درد نیاد یا قلب کسی براشون به تپش نیفته   |